سلام

چند روز پیش پیامکی برای دبیر انجمن برق اومد مبنی بر دعوت دبیران انجمن ها ی 7 دانشگاه قم که دانشگاه صنعتی قم هم جزو این دانشگاهها بوده! خب.... من و جناب ردانی به جای دبیر انجمن راهی این همایش شدیم... (خود دبیر انجمن (جناب خطیب) کلاس داشتن و نمیتونستن برن! ) پس رفتیم به فرهنگسرای جوان در فلان جای شهر... وارد که شدیم استقبال خوبی از ما شد و ما کمی خوشحال که وارد مکانی شدیم که ممکنه واقعا آدم حسابی باشن و ما هم بتونیم از این موقعیت برای دانشگاه استفاده کنیم!

دانشجوهای زیادی اومدن به همایش  (، تقریبا ما کوچکترین نماینده های اونجا بودیم!)... بعد از حدود 20 دقیقه (یعنی 20 دقیقه تاخیر!) مجلس شروع شد. مجری همایش شروع کرد از انجمن خودشون تعریف کردن و اهداف انجمن رو بیان کردن! من رو میگین ؟ تازه دوهزاریم افتاده که آقا اینا یه انجمن مردم نهاد (به قول گفتنی: NGO ) هستن که رابط بین دانشجوهای دانشگاههای قم و دانشجویان قمی سایر دانشگاههای کشور هستن و هدفشون شعاری ست مبنی بر ایجاد محیطی امن برای فعالیت دانشجویی برای تاثیرگذاری بر روند رشد و توسعه ی استان! موضوع یه کم ضد و نقیض بود... چون وقتی به بروشور ها و مجلات و برنامه های هفتگی انجمنشون نگاه کردم دیدم کار خاصی انجام ندادن و فقط شب شعر گرفتن و اخبار قم رو منعکس کردن و ژورنالیستی یه جورایی! با خودم گفتم بیخیال! ببینم شاید بشه از این انجمن استفاده کرد برای برپایی نمایشگاه و مسابقه و کلاس و این جور چیزا... مجری ، هدف همایش رو بیان دغدغه های دانشجویان از دانشگاههاشون بیان کرد و گفت هرچه میخواهد دل تنگت بگو! من نمی فهمیدم موضوع چیه؟ اینا با معضلات دانشگاه چیکار دارن؟ اینا باید اهداف خودشون رو بیان کنن و همکاری بخوان در کنار هزینه کردن سرمایه هاشون در جهت اون اهداف! منتها این که من میدیدم چیز دیگری بود... کم کم از حرف های دانشجویان دانشگاههای دیگر دستگیرم شد که نه آقا! از این خبرا نیست! اینا در طول 8 سال فعالیتشون بزرگترین کاری که انجام دادن اون مجله ای بوده که 101 صفحه داره و برای بزرگ نشون دادن خودشون حتی از خیر ذکر اون یه صفحه هم نمیگذرن! من فکرم این بود که اونجا مکانی برای هماهنگی فعالیت دانشگاه ها (میتونه) باشه ، منتهاش دیدم بد خبطی شده... اینجا بود که من اومدم وسط و حرفهایی زدم و خلاصه کنم حرفایی که گفتم و گفتم که اصلا مهم نیست که شما در گذشته چه کاری صورت دادین! مهم اینه که آیا برای آینده برنامه ای دارین؟ منظور من اینه که اینجا آیا میتونه محلی برای ارتباط دانشگاهها با نهادهای دولتی و سازمانها و ادارات باشه؟ آیا اینجا میتونه نماینده ای برای مذاکره با بخش خصوصی باشه؟ آیا اینجا میتونه محلی برای کشف استعداد ، استفاده از استعداد و تربیت استعداد های جدید به وسیله ی استعداد ها باشه؟ مثلا آیا اینجا میتونه نهادی باشه که بیاد در دانشگاهها جستجو کنه و مثلا اگر قم نیاز به مهندس عمران داره ، مهندس عمران برای قم از دانشگاهها دربیاره؟ آیا میتونه نهادی باشه که مدیران جوان برای استان پیدا کنه و به مدیریت برسونه؟

جالب بود! اونا از حرفای من خوششون میومد... ولی فقط خوششون میومد! یک ذره عمل آیا؟ نه! نوبت به پاسخ دهی هسته ی مرکزی رسید و حرف زدن بقیه ی دانشجویان ، بعضی از دانشجوها واقعا حرفهای جالبی میزدن ، ولی مثل همیشه جواب هایی که داده میشد طفره (تفره؟) رفتن هسته ی مرکزی از پاسخ دهی و به معنای واقعی کلمه ی پاسخ ، پاسخ دهی به دانشجویان! جواب ها کلیشه ای ، شعاری و تعلل در کار بود و دیگر هیچ!

 من بودم و لبخندهای من که به هسته ی مرکزی میگفت آیا من ازتون سوال پرسیدم که آیا شما در استان نماینده ای دارین؟ آیا سوال من این بود؟ و یا اون خانمی که در جلسه نشسته بود... آیا من از ایشون خواسته بودم برای حرفهای من بهانه تراشی بکنه؟

خلاصتون کنم حرفشون یه کلام این بود: ما از شما بدنه ی این انجمن میخواهیم که برین در دانشگاهها از جیب خودتون ، از وقت خودتون ، از فکر خودتون هزینه کنین برای ما و بیاین اینجا و گزارش بدین به ما تا شاید ما شما رو لایق معرفی به عنوان عضو فعال بدونیم و از اون طریق شاید شما یه روزی خودتون عضو این هسته ی مرکزی بشین!

گفتم بیخیال که این انجمن هم یه مکانی برای چاپیدن ملت و اسم در کردن برای خودش هست و نتیجه ی خاصی نداره! نه برای دانشگاه! نه برای ملت! نه برای دولت!

یاد اون حرف جناب رضا امیر خانی در کتاب نفحات نفت افتادم که میگفت : هی نهاد اضافه میکنیم و هی موسسه و هی مردم رو با این جور موسسات مشغول میکنیم که آخر نتیجه ش چیه؟ بزرگتر شدن دستگاه دولت و بیشتر شدن نون خور و بازتر شدن شیر نفت!

حیف اون جوون هایی که در اون جلسه شرکت کرده بودن تا بتونن شاید دریچه ای از امید پیدا کنن! و باز هم مثل همیشه هیچ!

امیدوارم موفق باشین!